سلام به خوشگل خوشگلا
سلام ميكنم به ساراي مهربونم كه وقتي خودشو لوس ميكنه برام و مياد ميشينه رو پاهام دلم براش ضعف ميره.
نفس مامان با يك روز تاخير تولد پانزده ماهگيت رو بهت تبريك ميگم و برات آرزوي سلامتي و شادي روز افزون دارم.
خوبي گل ناز مامان؟ خدا رو شكر. الان كه دارم برات مينويسم داري اسباب بازيهات رو از تو كمد ميريزي بيرون و بهت ميگم سارا جون همشو نريز مامان! تو هم شروع ميكني به حرف زدن و ميگي بازي! منم ميگم باشه بازي كن اما بعدش همه رو جمع كن... خيلي خانوم هستي و اكثر مواقع حرف منو گوش ميكني. مگر اينكه خيلي شيطنت هات گل كنه و از دست من در بري. ولي هميشه اسباب بازيهات رو جمع ميكني.
خوشگل نازم اين پنجشنبه عيد غدير هست و تو هم سارا سادات مامان هستي پس عيد غدير رو بهت تبريك ميگم و برات آرزوي سلامتي و شادي ميكنم و از خدا ميخوام كه سال هاي سال اين عيد رو دور هم جشن بگيريم.
راستي پنجشنبه جشن عقد عمه هم هست و دوباره بايد راهي بابلسر بشيم. انشاءالله كه هميشه به شادي بريم شمال... خوشگل نازم به احتمال زياد پنجشنبه صبح زود راه ميافتيم به سمت شمال. فردا هم كه چهارشنبه است به خاطر آلودگي هوا تهران تعطيل اعلام شده و من فرصت بيشتري دارم براي رسيدن به كارام. فردا بعدازظهر ساعت ? وقت آرايشگاه گرفتم و تو رو ميذارم پيش بابا حسين جون.
خيلي دايره كلماتت زياد شده و حتما حرفات رو بهمون ميفهموني. اگه چيزي بخواي مياي دست ما رو ميگيري و ميبري به سمتش. وقتي بهت ميگم سارا بريم بشورمت و پوشكت رو عوض كنم ميري دم در دستشويي وايميستي تا من بيام. قربون دختر باهوشم برم. ديشب يه كار با مزه كردي و اون هم اين بود كه به حالت چهار دست و پا رو سراميكا دراز كشيده بودي و خودت رو به سمت عقب سر ميدادي و ميخنديدي كلي با بابايي بازي كرديد وقتي ميديدي بابايي هم داره كار تو رو تكرار ميكنه از خنده ضعف كرده بودي خوشگل نازم. بينيت رو ميگيري و باهاش بوق ميزني و صدات رو تغيير ميدي و شروع ميكني به حرف زدن بعد خودت شروع ميكني به خنديدن و جلب توجه كردن.
ساراي مامان دندونهات داره روز به روز بيشتر و بيشتر ميشه. دندون نيش فك پايين سمت چپ در اومده و در مقابلش فك بالا هم روي لثه ات سفيد شده ولي هنوز بيرون نيومده. دندون آسياي فك پايين سمت چپ هم در اومده كه خيلي بزرگه مقابل همون در فك بالا هم در اومده. سمت راست فك بالا هم داره دندون نيشت در مياد اون هم روي لثه ات سفيد شده ولي هنوز در نيومده. ميدونم خيلي اذيت ميشي دخترم. ولي تحمل كن و هميشه و هميشه مراقب دندون هاي خوشگلت باش. اين همه سختي ميكشي براي در اومدنشون پس خيلي ازشون مراقبت كن نفس مامان. با اينكه خيلي كوچولو هستي ولي خيلي خيلي خوشگل مسواك ميزني و من و بابايي هر بار ميريم مسواك بزنيم مخصوصا شبها تو هم مياي و با ما شروع به مسواك زدن ميكني. خيلي خوشم مياد از مسواك زدنت. انگار كه كامل بلدي چطور مسواك بزني. مسواك و ميگيري و مرتب به دندونات ميمالي از بالا به پايين. از كاراي ديگه ات بگم كه مثل مامان مياي نماز ميخوني و صورتت رو ميذاري روي مهر و لبهاتو تكون ميدي بعد بلند ميشي و دوباره لبهاتو تكون ميدي و دوباره به سجده ميري خيلي زيبا و دوست داشتني نماز ميخوني و اشك شوق رو توي چشماي مامان جاري ميكني. بعد مهر رو بوس ميكني و ميذاري روي ميز توالت . هر چه دستمال يا پارچه ببيني برميداري و ميكشي به ميز و صندلي و مبل و ميز تلويزيون و ... مثلا داري خونه و تميز ميكني و مشغول گردگيري ميشي حقا كه خوب هم گردگيري ميكني بعدش ميبينم كه خوب تميز كردي خوشگلم. ميري در يخچال رو فشار ميدي كه باز بشه و بعدش كه موفق به بازكردنش نميشي مياي دست منو ميگيري و ميبري سراغ يخچال بعد در جا ميوه اي رو باز ميكني و از توش ميوه بر ميداري محبوبترين ميوه ات هم سيبِ. مياي دستت رو ميكني تو يقه لباس من و ميگي ممه بده... من ميگم نه ندارم ميگي اِ بده...! بهت ميگم منو بوس كن تا بهت ممه بدم تو هم منو بوس محكم ميكني و بعدش شروع ميكني به خوردن شير. دستت رو ميذاري روي لبهات و يه بوس محكم صدا دار ميكني بعد دستت رو ميگيري به سمت من يا بابايي تا هر كسي كه مقابلت باشه و براش بوس ميفرستي. اين كارت خيلي قشنگه و خيلي ناز انجامش ميدي. همه رو ذوق زده ميكني گلم. نارنگي كه ميخوري اول لهش ميكني بعد ميخوري ولي پرتقال و كم كم مك ميزني و آبش رو ميخوري. خريد كه ميريم خودت براي خودت خوراكي بر ميداري و حسابي شيطنت ميكني مخصوصا تو هايپر استار كه مينشونمت تو سبد خريد تو هم دستت رو دراز ميكني و مواد غذايي يا هرچيزي كه دم دستت باشه ميندازي تو سبد خريد!!
خلاصه بگم كه بلايي شدي براي خودت...
عاشق اين كارات شدم بدجور...
خيلي دوستتون دارم و براي خوشبختيمون تمام تلاشمون رو ميكنيم.
ميبوسمت دختر نازم...