شجاعتِ تغییر وضعیت (کار، محل سکونت، روحیات و ...)
همیشه آدمایی هستند که به شرایط زندگیشون عادت میکنن وتلاش میکنن که وضع موجود رو حفظ کنن. مثلاً از تغییر کردن کارشون چه اجباری باشه چه اختیاری ناخواسته وحشت دارن. یا از تغییر وضعیت روحیشون، در معرض تنش قرار گرفتن احساسات و وضعیت عاطفی و روانی شون به شدت پرهیز میکنن. هرنوع موقعیت یا شرایطی رو که باعث نوعی بی ثباتی حتی خیلی کم بشه به شدت پس می زنند. شاید خودِ من هم اوایل اینطور بودم. همنفس من همیشه راجع به این مسائل با من حرف میزنه و به من در تصمیم گیری هام کمک میکنه.خیلی بهم آرامش میده، دقیقاً عین یه مشاور می مونه.
تازه اینو هم بگم که اون فقط به من مشاوره نمیده. به برادر و خواهرامون، به بچه هاشون به پسرخاله ها هم راهنمایی میرسونه در حد توانش و این باعث میشه که اونا راحت تر تصمیم بگیرن.
امیدوارم خدا بهش سلامتی روزافزون بده و سایه اش و روی سرم حفظ کنه.
راستی مینا جون از من پرسیده بود شما بچه دارید یا نه؟ باید بگم ما بچه نداریم. ولی خیلی بچه ها رو دوست داریم. چون همسرم زمان بچه دار شدنمون و به عهده من گذاشته و یه سری شرط و شروط ها، مشخص نیست که کی بتونم خودمو آماده کنم برای این مسئولیت سنگین. تو این شرایط که خیلی درگیرم نمیتونم تصمیم درستی بگیرم. واسه همین باید یه کمی منتظر بمونم تا وقتی اون کوچولوی پاک و نازنین خواست بیاد در آرامش کامل باشه.
وقتی روزهای گذشته امون رو مرور میکنیم می بینیم که همچین هم که میگن زود نگذشته ها.