سلام دختر قشنگم فدات بشم الهی که اینقدر سعی و تلاش میکنی تا به خواسته ات برسی.

امروز که مکعب های ابریت رو آورده بودم تا باهاشون بازی کنی گرفتیشون به دستت و باهاشون غلت میزدی. خیلی جالب بود اونوقت مکعب ها میموند زیر شکمت و تو نق نق میکردی تا من درشون بیارم.

بعدش که مکعب ها رو در آوردم از زیر شکمت گذاشتم روبروت و دستام رو گذاشتم پشت پاهات تو هم به دستای من فشار میاوردی و حدودا نیم متر سینه خیز رفتی تا به مکعب ها رسیدی اون موقع خندیدی و یه جیغ بلند زدی عزیزم. بعد میگرفتی به دستت و با انگشتات چنگ مینداختی توشون و طاق باز میشدی و مکعب ها رو پرت میکردی و از خودت دورشون میکردی. و دوباره این کار رو تکرار میکردی. خیلی دوست دارم خوشگل مامان. سارای ساعی من. دو بار دیگه این کارو تکرار کردی و بعدش خسته شدی و گریه کردی عزیزم.

قربونت برم که با اون پاهای کوچولوت به جلو حرکت میکردی. خیلی دوست دارم و تمام تلاشم رو میکنم تا تو به بهترین شکل ممکن رشد کنی عزیزم.

دوست دارم یه بوسسسسسسسس محکم از اون لبهای قشنگت.