دیروز از یه مسافرت چند روزه به شمال برگشتیم. خیلی خوش گذشت و البته کلی هم خسته شدیم اما به هر حال این مسافرت این موقع سال و بعد از گذشت حدود یک فصل کاری لازم بود.
این مسافرت هم تجربیات خوبی برامون داشت. وقتی برگشتیم بعد از کمی استراحت فیلمی که از شبکه GEM TV پخش میشد رو تماشا کردیم.
فیلم فوقالعاده زیبای before sunset رو پخش کرد. این فیلم رو به شما توصیه می کنم. حتماً بخشی از نگاه شما به دنیای اطرفتون رو اگر تصحیح نکنه حداقل مجبور به فکر کردن دوباره میکنه.
فیلم در مورد یه دختر و پسر جوانه که سر پر سودا و روحیه ماجراجویی دارن. این دو در پاریس با هم آشنا میشن. بعد از چند روز بدون اینکه هیچ راه ارتباطی برای هم باقی بذارن بدون رد و بدل کردن حتی یه شماره تلفن از هم جدا میشن و با هم قرار میذارن تا 6 مارس 6 ماه بعد در ایستگاه قطار پاریس همدیگه رو ملاقات کنن. پسر سر قرار میاد اما دختر نه و انتظار طولانی جسی برای دیدن دوست دخترش بی نتیجه باقی میمونه. بقیه داستان و دیدار این دو 9 سال بعد اتفاق میفته. وقتی که دختر دچار آشفتگی در رابطش شده و همه جاذبههای دوستی در نظرش کمرنگ شده و جسی هم یک ازدواج ناموفق داشته که حاصل آن یک پسر هستش که تنها دلیلش برای ادامه زندگیش وجود پسرشه.
این فیلم یک فیلم کاملاً دیالوگ محور و هنری است. فیلم فوقالعاده زیباست و برای ما حرفهای بسیار جالبی داشت که فرصت بررسی و بیانش الان نیست. به هر حال به همه تماشای این فیلم زیبا رو توصیه میکنیم و امیدواریم شما هم بپسندید.
وقتی روزهای گذشته امون رو مرور میکنیم می بینیم که همچین هم که میگن زود نگذشته ها.