دختر نازم ده ماه و سیزده روزشه...
سلام خوشگلم
دیروز صبح با بابایی رفتیم خونه مامان پروین و از اونجا آژانس گرفتیم و رفتیم خونه خاله پروانه. خاله پری و مامان پروین هم اومدن. شب هم بابایی اومد دنبالمون و اومدیم خونه. تو هم اینقدر با درسا جون بازی کردی و خسته شدی که تو ماشین خوابیدی و رسیدیم خونه شام خوردی و دوباره خوابیدی.
دوست دارم ناز خانوم.
راستی میخوام زنگ بزنم آرایشگاه و آتلیه برای سالگرد ازدواجمون وقت بگیرم. امسال عکسامون خیلی قشنگتر از سال های پیش میشه. چون تو عزیز دلم هم به جمعمون اضافه شدی.
سارای خوبم دوست دارم.
میبوسمت.
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۹ ساعت 11:31 توسط یک زوج
|
وقتی روزهای گذشته امون رو مرور میکنیم می بینیم که همچین هم که میگن زود نگذشته ها.